السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
74
تفسير الميزان ( فارسي )
ستايشش فرموده : « وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ » « 1 » . و اما مطالبى را كه در چند آيه بعد از صحف ابراهيم و موسى مىآورد ، هر چند كه در قرآن و قبل از اين آيات به عنوان اينكه اينها در صحف آن دو بزرگوار بوده نيامده . و ليكن به عنوان حكمت و موعظه و قصص و عبرت آمده . پس معناى دو آيه اين شد كه : آيا اين شخص كه دست از انفاق كشيده اين امورى را كه در صحف ابراهيم و موسى آمده نديده ؟ * ( « أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » ) * كلمه « وزر » به معناى ثقل است ، ولى استعمالش بيشتر در گناه رواج يافته ، و كلمه « وازرة » به معناى گنهكار است كه بايد سنگينى گناه را تحمل كند ، و اين آيه مىخواهد همان مطلبى را كه در صحف ابراهيم و موسى آمده حكايت كند ، كه البته اين حكايت از اين آيه شروع مىشود و تا چند آيه ادامه دارد ، و همه آن آيات در اولشان كلمه « أن » و كلمه « أن » در آمده كه تمام هفده آيه است . و آن معنا و مطلبى كه در صحف آن دو بزرگوار آمده بوده ، اين بوده كه : هيچ انسانى گناه انسانى ديگر را تحمل نمىكند ، يعنى نفس هيچ كس به گناهى كه ديگرى كرده آلوده نمىشود ، و قهرا هيچ كس هم به گناهى كه ديگرى كرده عقوبت و مؤاخذه نمىشود . * ( « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » ) * راغب مىگويد : كلمه « سعى » به معناى راه رفتن تند و سريع است ، اما نه به حدى كه دويدن بر آن صدق كند ، ولى در مطلق جد و جهد در هر كارى چه خير و چه شر نيز استعمال مىشود ، از آن جمله در قرآن آمده : « وَسَعى فِي خَرابِها » « 2 » كه البته بايد اضافه كنيم كه استعمالش در جد و كوشش در هر كار استعمال لغوى نيست ، بلكه استعاره اى است . و لام در كلمه « للانسان » لام ملك حقيقى است ، مانند ملكيت انسان نسبت به چشم و گوش و ساير اعضايش ، نه مانند ملكيتش نسبت به خانه و فرش كه ملكيتى است اعتبارى و به معناى جواز تصرف . و چون انسان به ملكيت حقيقى ، مالك اعمال خويش است پس مادامى كه انسان هست آن عمل هم هست ، و هرگز به طبع خود از انسان جدا نخواهد شد ، بنا بر اين بعد از انتقال آدمى به سراى ديگر ، تمامى اعمالش چه خير و چه شر چه صالح و
--> ( 1 ) و چون پروردگار ابراهيم او را با صحنه هايى بيازمود ، او بطور كامل از عهده بر آمد . سوره بقره ، آيه 124 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « سعى » .